خودم

دو روزی می شه که باز اومدی تو ذهنم خوشبختانه اونقدر خودم رو می شناسم که به راحتی می تونم فکرم رو کنترل کنم، شاید اولش نمی خواستم اما الان که دیگه با چشمام رفتنت رو دیدم ... خیلی خوشحالم که خودم رو دارم می شناسم گر چه تمام شدنی نیست...

یکی همیشه می گفت اگه بچه ای چیزی رو خواست و نمی تونستین براش مهیا کنین صادقانه بهش بگین لازم نیست خواستش رو در ذهنش خراب کنین، و حالا مژگان عزیزم زندگی همینه...

پ ن:امروز با هیچ کسی حرف نزدم...

سرگرمیم شده پشت پنجره چایی نوشیدن و خیره شدن به خیابون، درخت روبه روی پنجره شاخه های حیرت آوری داره پیچیدگی در کنار سادگی... مثل یک رقص...

/ 3 نظر / 2 بازدید
NiMe

آره ..بهترین چیز اینه با عقلت تصمیم بگیری و بگی گور بابای احساسات زود گذر !![نیشخند]

havig

mano biar too top friends

سمیه

به نظر من که به این راحتی ها هم نیست! اما سعیتو بکن! خداوند سعی هیچ موجودی رو بی نتیجه نمیگذاره!