باد بی تاب کدامین کلام  روز و شب به دنبال نشانه ای کوه و دشت را می درد.

           آسمان به عشقِ دیدن کدامین چهره از شرق به غرب و از غرب به شرق فراخ شده

                     و خورشید از پی کدامین درد چنان شیدا گونه می سوزد.

تو آن کلام و عشق و دردی که مرا غرق در خود کرده ای... 

باد چه می فهمد از بی تابیِ من،

          آسمان چه می داند از عشق بی انتهایم،

               و خورشید چه می تواند بگوید در برابر آتش درونم.

 

 

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
صالح محمودی

با سلام ممنون از سایت خوبتون با تبادل لینک موافقید؟

محمد امين

سلام، چطوري؟ كم پيدايي جوون خيلي قشنگ بود قربانت خدانگهدار