به آسمون یه نگاهی کن، تا کجاها می ره؟  فقط دارم به این فکر می کنم که من هم دوست دارم تا آخر اسمون ها برم دوست دارم ببینم آخرش رو و دوست دارم رها باشم....  رها از هر من و تویی از هر اسمی از هر ....

به چشمای من یه نگاهی کن، آسمون دل من رو از توش می بینی؟ دقت کن، خودت رو هم وسطش می بینی... من این رو هم دوست دارم....

پ ن: حالا فهمیدم چرا دلم گرفته بود، یه بوهایی به مشامم رسیده بود... و بازهم من و نمی دونم... خدا جوونم چرا اینقدر این نادونیم رو جلوی چشمم میاری؟  هر کاری کنی دربست مخلصیم حتی اگه بزنیش تو سرم :))

/ 5 نظر / 2 بازدید
Neo

سلام وبلاگ جالبی داری خوشحال می شم با هم آشنا شیم

محمد امین

khoda chio mikhad bezane too saret :D

مژگان

نادونی :))

مدیرٍٍ

دوباره سلام مژگان خانوم قبلا خدمتتون عرض کردیم که لینک شدید ولی شما ما رو لینک نکردید اگه واقعا دوست ندارید تو وبلاگ ما ( سیندرو ام بلاگ با رنکینگ 3 ) اسمی از وبلاگتون باشه لطف کنید خبر بدید حذفتون کنیم مرسیهفته بعد مثل هر هفته بهتون سر میزنیم

عاطفه

نه عزیزم نادون نیستی. دنیای اطراف خیلی عوضیه. گاهی انیشتین هم باشی یه جاهاییشو نخوندی دیگه!!!