خیلی سخته!!

نوشتن از اون چیزایی که نمی تونی وشاید نباید بگی وفقط محکوم به نوشته شدن هستند، سخته!!! حرفهایی که هرلحظه دارن به حنجرت فشار میارن واینقدر موندگارن که آخرش تبدیل به یه بغض بزرگ در یه لحظه ی تنهایی می شن....

حرفهایی که داری باهاشون زندگی می کنی، هر ثانیه حسشون می کنی و همیشه در بحث های درونی اول هستند، اما باید به ظاهر نشون بدی که باشون غریبه ای...

حرفهایی که همیشه تو ذهنت بهترین وناب ترین کلمات رو برای گفتنشون داری اما نمیشه استفادشون کنی چون محکوم به حبس در دهانت هستند ...

ووقتی می خواهی تمام اون ها رو روی کاغذ بیاری قلمت عاجز می شه از بیانشون، ار پنهان کردنشون در میان لغات و از  پایین آوردنشون  بر روی کاغذ...

 

خیلی سخته!!

/ 8 نظر / 2 بازدید
شکلات تلخ

زیاد تلاش نکن . وقتی چیزی نخواد به زبون یا قلم بیاد نمی یاد.[چشمک]

شکلات تلخ

در مورد زیادی تجربه باید بگم که درست حدس زدی . اما تجربه های من عموما به درد خودم می خوره و بس[نیشخند]

شکلات تلخ

منظورم از این که تجربه هام به درد خودم می خوره اینه که اگه بخوام تجربیاتم رو بگم قطعا مشکل ساز میشه . مثلا یکی از تجربیات من اینه که ازدواج مزخرف ترین کاریه که میشه کرد. و این تجربه و نصیحت رو حتی به دخترم هم نمی تونم صریح بگم . اما در هر صورت از بیان اونها به کسی که دوست داشته باشه استقبال می کنم.[بغل]

محمد امين

سلام اما آدم متاسفانه اینجور حرفا رو روزی 100 بار به خودش میگه خوبه که آدم برا هر دسته از حرفاش یکیو داشته باشه که لااقل بتونه اون حرفا رو بهش بزنه غمگین نباشی جوون

مرتضی

سلام درکت می کنم[گل] شاد باشی[گل]

حمید

انسان ها وقتی با خودشون درگیر میشن حس خوبی داره جمله هاشون[عینک]

محمد رضا

و اگر روزي نوشتن به بغض سياهي تبديل مي شود دگر روز صداي انفجارش عالمي را بيدار مي كند .پس مرا چه باك كه حنجره ام چند صباحي متحمل بار بغض ناشدني گفته اي باشد ......

هیلت

خوب و ساده بود. اینکه واسه نوشتن شخصیت قائلی قشنگ