خیلی وقت اینجا ننوشتم با اینکه وقت هم دارم اما هر وقت میام یه چیزی بنویسم تا مطلب قبلم رو می بینم یه جورایی منصرف می شم. ا همیشه عادت داشتم برای خودم بنویسم برنامه ام اونچه که باید انجام بدم و یا حتی اونچه که می خوام باشم این دفعه ننوشتم و شاید حتی بهش فکر هم نکردم ولی خوب یه جورایی سعی کردم به اون هایی که قبلا فکر کرده بودم و یا حتی نوشته بودم عمل کنم. از خودم خوشحالم اما به خاطر ننوشتن یه جورایی ذهنم قاطی پاتیه ... خط نداره باید بشینم لیستم رو از اول بنویسم باید ساعت ها بهشون فکر کنم و اما چه می کنه این تنبلی بعدش کلی حرف برای گفتن دارم :)

دارم یه دوست جدید پیدا می کنم شدم مثل بچه مدرسه ای ها که اول سال ذوق دارن که دوست پیدا کنن. با شوق شروع می کنن با بغل دستیشون حرف می زنن دبستان از مداد رنگیت  می گی دبیرستان از پسر تو راه مدرسه ات و ... خیلی قشنگ این دوست شدن ها خودت رو باید خلاصه کنی تو یه گفتگو و این کمک می کنه بهتر خودت رو بشناسی.

پ ن: یه مدت ایران بودم بعدش هم دفاع کردم برای همین فعلا ازاد و راحتم وقت مناسب برای یه عالمه کار خوب

/ 1 نظر / 4 بازدید
مسافر

تبریک