راه رفتن از روی برگ های رنگارنگ پاییزی، حس و حال خاصی بهم می ده. پاییز بی نظیر این سرزمین با درخت های سی رنگ شده ی آماده ی خواب نا خودآگاه من رو به دنیای دیکه ای می بره. رقص برگ زرد رنگی که داره تسلیم جاذبه ی زمین می شه، فریاد برگ زیر پاهام، و آسمان پریشان سرخ رنک نزدیکی های غروب توفیق اجباری بعد ازظهرهاست که می تونم در این آرامش به خودم بیشتر فکر کنم... آمدنم بهر چه بود.....

پ ن: ١. دارم زیادی فکر می کنم، اگه همین جور ادامه بدم موهام می ریزه :)

٢. آب اگه بمونه مرداب می شه، این یعنی باید بره؟ ........ و آتش عشق و هیجان همچنان من رو گرم می کنه.

/ 1 نظر / 3 بازدید
آب

قشنگ بود...