به اسمان نگاه کن،

             چگونه باز می کند دری برای پر گشودنت.

به ابر ها خیره شو،

             چگونه عرضه می کند به تو ره خیال را.

و این زمین زیر پای تو،

              که در برابر پر خیال تو، چگونه نقض می کند تمام جذب کردنش را.

و هان سخن بگو

به دست خود به پای خود

به ان دو بال بسته هم بگو:

که این پرنده رفتنیست

بگو که مرگ ماندن است

بگو که من  پی شکفتنم 

و خوب هم نگاه کن

که این تویی که می پری 

چگونه با خیال خود 

تو پر گشوده ای از ورای وهم 

و این شکفتن است ،به سان بودن است ،چگونه رفتن است

و مرگ ماندن است.

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
سمیه

سلام! خیلی عالی بود! کیف کردم! مرسی.