یه جایی می خوندم که یکی نوشته بود اگه بین تعهد به خودتون و تعهد به دیگران گیر کردین خودتون رو انتخاب کنین تا بعد از مدتی جز ان الانسان لفی خسر نباشین. چون به شدت باهاش موافق بودم گفتم من هم بگم.خواستم بکم حالا اگه هم یه بار دیگران رو انتخاب کردین حواستون باشه که کسی باشه که مجبور نباشین تا اعماق وجود منجلاب این خسران رو حس کنید. کلا نکنید این کارارو... با خودم هستم بیشتر.

برای من شهر جدیدمون یعنی مونترال که البته دیگه داره قدیمی میشه با مقایسه تعریف میشه. مثلا اگه کسی بگه ترافیک داره در جواب می گم نسبت به شهر قبلی من بله ترافیک داره اما نسبت به تهران ترافیکش روان. بعد تازه یه جورایی هم نسبت بهش غیرت هم دارم یعنی کلا مثبت می بینمش و به دیگران هم این مثبت ها رو تذکر می دم در موقع حرف زدن درباره ی شهر. اولی رو کمی طبیعی می دونم دو سال تو یه شهری که بیشتر مثل دهات باشه زندگی کردن و کلا خارج رواونجا دیدن (بقیه جاها روتوریسمی دیدم نه به چشم مکانی برای زندگی) و خوب انتخابی که همه زیر بارش نمیرن رو رفتن این پیامد رو داره دیگه. در کل باید بگم من هنوز بعد از سه ماه این شهر روندیدم. نه اینکه ندیده باشم بهتر بگم توش فعالیت خاصی نکردم. یه علتش نوشتن تز بوده که این مدت تمام فکر وذکر من شده و دومیش از فواید شهر بزرگ دیگه. 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید