و امشب...

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد...

چه حالی دارم امشب، مهمانیِ بزرگیست در دلم،

شاید لطفی ...نگاهی ...

فقط و فقط لبریزم از عشق...  از عشق...

و همچنان رقص کنان، مستِ عشق به سوی عشق...

هیچ ندارم برای گفتن. نوشتن در اینجا تنها راهیست برای قسمت کردن شادی بی مانند در دلم...

پ ن: این حس ها هم گذرا هستند... مثل خودم...

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
محمد امین

سلام بابا خیلی از حسهای همه‌مون زودگذره

سعید

چقدر از ته دل می نویسی قشنگ میشه احساستو حس کرد