کمک...

نگاه می کنم اما هیچی نمی بینم!! گوش می دم اما هیچی نمی شنوم!! یه لحظه شک می کنم چشمام رو می بندم یه نفس عمیق ،دوباره چشما م رو باز می کنم .یه کمی دقت ،می بینم می شنوم اما هیچی نمی فهمم وای خدای من اینها مگه با چه زبو نی حرف میزنن من که تا چند دقیقه پیش به راحتی همه ی حرفهاشون رو می فهمیدم چی شده؟؟ دنیا چرا این شکلی شده؟؟کم کم ترس تمام وجودم رو می گیره، نکنه مُردم!!!به دستام نگاه میکنم نه هنوز زندم (گرچه اعتقاد دارم حیات خاکی دلیله زنده بودن نیست) پس چه بلایی سرم اومده ؟داد میزنم کمک می خوام اما چرا هیچ کس صدام رو نمی شنوه!!!کمکــــــــــــــــــــــم کنین!!!!

/ 1 نظر / 2 بازدید
رویای طلایی

ای کاش آب بودم گر می شد آن باشی که خود می خواهی آدمی بودن حسرتا مشکلی است در مرز ناممکن، نمی بینی ... ای کاش آب می بودم گر توانستمی آن باشم که دلخواه من است