من توی عشقت گم شدم!!

 

صبح تا چشمامو باز کردم داشتم این ترانه رو زمزمه میکردم ترانه ای که شاید مدت ها بود بهش گوش نداده بودم،اما صبح تونست طراوت خاصی بهم بده احساس عشقی که با جزء جرء وجودم گره خورده عشقی که علت نمی خواد وبی علت هم نیست!!یه جورایی علتیه برای حرکت در عین اینکه جلوی رفتن رو می گیره!!خنکی فرح بخشی داره در حالی که آتیشه!! خوارت می کنه در حالی که داره بزرگت می کنه!!وشور بودن بت میده با اینکه بعضی وقتا امید رو ازت می گیره!! ومن با همه ی این توصیف ها هنوزدوستش دارم و احساس میکنم هر لحظه بیشتر دارم توش گم می شم،مهم نیست که مرجعش کی یا چی باشه مهم خودشه و بودنش،حس می کنم بدون اون دیگه نیستم.

 

(اینجا مطمئنم که نمی تونه بخوونه:))

/ 2 نظر / 2 بازدید
shima

vaaaaaaay mozhi kamelan mifahmam.manam ye hamchin sobhi ye chize dige zamzame mikardam

Somayeh

goosh kon! mishnavi? sedaaie aabe kheili ghashange.tavahom avare bia behtar goosh bedim. engar ketri joosh oomade.