به اسمان سپرده ام سیاه پوش نبودنت مرا تا سحر همراهی کند 

و اشک را گفته ام تا لحظه ی دیدار مشتاقانه بر گو نه هایم بتازاند

سالهاست که اسمان و اشک دوستی دیرینه یافته اند  و نگاه منتظر من  

خورشید درخشان٬آسمان را با امدنت سپید پوش کن واشک را مرحم باش 

و مرا .... بودن تو کافی ست ....

/ 2 نظر / 2 بازدید
سميه

آسمان قلب تپنده آرزوهاست. چشم هايي بدان دوخته شدند و آسودند. اما چشم هايي هم هستند كه ناچار نگاه به زمين افكنده اند. آيا از آسمان دل كنده اند يا ...؟

مسافر

آمین! :)