دیروز وقتی می خواستم با دوستی کمی گپ بزنم ملاغه ی کلامم به ته دیگ موضوع رسیده بود. اشنایی دیرینه بود که ادم ها مشترک این اشنایی از من و او بیشتر و بیشتر بود. برای فرار از سکوت هر ازگاهی سوالی می پرسیدم: از فلانی چه خبر؟ این تنها برای من یه سوال بود... حرفی برای زدن بود ولی احساس سنگینی بهمراه داشت .سوال ۴-۵ بار تکرار شد و در نهایت سنگینیش ازارم می داد. سوالی که شاید من هیچ منظوری از ان نداشتم... حتی اگر او هم هیچ برداشتی نمی کرد اما سنگین بود. شب هنگام خواب افسوس خوردم به نبود صحبت بین من و یک اشنای قدیمی ....

 

/ 0 نظر / 3 بازدید