یه روزی نوشتن اینجا برام یه ارامش بود یه همزبون که از هر جا که خسته می شدم فقط به اون پناه می آوردم ولی حالا دیگه نه تنها نوشتن برام توی این دفتر مجازی سخت شده بلکه احساس شرم از قلم از کاغذ از.... من رو از نوشتن باز می داره.

این روزها فقط دارم مشق شب می نویسم شاید این جوری می خوام کم کم با قلم و نوشتن دوست بشم، شدم مثل بچه های کلاس اول ، یه جمله رو تو یه صفحه پر می کنم ، یاد گرفتم تکرار می تونه نقش ذهن رو به راحتی عوض کنه و حالا وقت استفاده از یاد گرفتن هاست ....

اگه تونستم با قلم و نوشتن و شاید با خودم دوباره دوست بشم حتما شروع می کنم به این جا نوشتن البته با دیدگاه و روشی جدید..

پ ن: البته اگه خواننده ای داشته باشه :) که اون هم خیلی مهم نیست

/ 2 نظر / 3 بازدید
محمد امین

nemidoonam chera aksaran aroom taghir dadan sakhtare az yeho taghir dadan , shayd chon poshtekare bishtari mikhad dar har soorat ma in 2 sal, inja lezat ziad borDm, ishala az in bebaadam hamintor khahad bood movafagh bashi hamishe movafagh bashi