بغضی پر داشتم از نانوشته هایم

اشکی از گوشه ی چشمی  ناجی شد برای خواباندنش

قاصدک هم نشانی شد برای امیدها و آرزوها...

دلی خالی مشتاق آغاز

شروعی که هر آن اش تولدی باشد برای من...

پ ن: خدایا متشکرم که امید رو به من هدیه دادی 

/ 0 نظر / 5 بازدید