سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

فردا دقیقا سه ماه می شه که من اومدم اینجا، با این که اصلا با اینجا احساس غریبی نمی کنم و هم آدم هاش و هم طبیعتش رو دوست دارم اما دو روزی که به شدت دچار دل تنگی شدم :( آغوش گرم مامان، نگاه مهربون بابا، صحبت های گرم خواهرانه و گپ های شیرینه  دوستانه ... دلم برای تک تکشون یه ذره شده و مخصوصا این چند روز که همش باید درس بخونم :(

امیدوارم با تمام شدن دوران سخت امتحانات :) از شدت دل تنگی من هم کم بشه، و بدتر از اون امشب به سخت بی حوصله هستم حتی برای درس!!(این خاصیت غروب  جمعه هاست)

پ ن: حال و حوصله ی نوشتن هم ندارم...

نوشته شده در شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin