سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

شب ها قسمتی از مسیرخونه رو پیاده میام، هوا هم بسیار دل چسبِ و بهترین قسمت ماجرا زمزمه کردن دعایی که تو طواف می خوندم.... یاد آوری اون لحظه های زیبا، کلی روحم رو شاد می کنه. چشمام رو می بندم و اون جا رو تجسم می کنم.... به نظر من خوشمزه ترین عبادت طوافِ...

مخصوصا امشب، ماهِ زیبا، خیلی تو آسمون برام خود نمایی کرد و من از این همه زیبایی و عشق لذت بردم.

خدایا عشق در درونم داره قُل قُل می کنه :) چقدر تو مهربونی!!! از رضایتی که خودت هم به زبونم جاری کردی هم روی اعمالم نشوندی ممنون. می دونم همش خودتی نه من نه هیچ کس دیگه...

پ ن: تازگی ها فهمیدم بیشتر صفت هایی که من استفاده می کنم چشایی هستند و یا به مسائل خوردنی بر می گردن :) این اصلا به خاطر شکمو بودن من نیست !!!

از همه ی دوستای خوبم که تو شرایط سخت با هام بودن ممنون به خصوص هم خونه ی خوبم، واژه ها برای تشکر نا قابل هستند، حق پشتتون باشه...

نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٧ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin