سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

مدتی بود می خواستم با چشمان بسته زیبایی ها رو ببینم. تمام تلاشم رو کردم غافل از اینکه چشمام بسته هستند. امروز لحظه ای چشمام باز شد امروز من زیبایی ها رو حس کردم و سر مست زیبایی ها شادمانه بر زندگی لبخند زدم ...آسمان زیبا درختان زیبا و زیبا تر از همه وجودی به نام من ......

« تو » را رها می کنم گر چه خود در بند هستم و « من » به انتظار دیدار زندگی پر از زیبایی.... خرسند می شوم اگر « تو »نیز باشی اما رها...

نوشته شده در چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin