سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

راستش رو بخواهید من خیلی خسته شده ام. خیلی خیلی خسته شده ام. یه بغضی هم دقیقا وسط گلویم گیر کرده چنان که نفس کشیدن هم برایم سخت شده. من خوشحالم. یه وقتایی فکر نکنید که مشکلی دارم ها و همین بدترش کرده. دقیقا چند روز پیش بود وقتی که در آغوش گرم آرمیده بودم این احساس داشت خفه ام می کرد همان بغضی که جایگاه همیشگی اش شده دقیقا وسط گلویم. حس کردم حتی نفس کشیدن هم برایم سخت شده است.  و در همان آن دچار یک نوع تضاد در احساساتم شدم چیزی بین ارامش و بی قراری. یا مثل لبخند و گریه و یا هر چه تضاد خودتون می خواهید کنار هم بگذارید اصلن. فقط این ها شده روزمرگی هایم نه اینکه شب ها با من نباشد. شب ها حالتم جور دیگریست. شب ها یه انتظار خاص برای خودش دارد. همه اش انتظار می کشم و خواب انتظار می بینم. صبح ها مثل از قفس ازاد شده ها تا چشم می گشایم فقط به دنبال پایان انتظارم هستم و همین است که اخبار ان دیار را جستجو می کنم. هر شب منتظرم که فردا نمی دانم چه اتفاقی بیفتد وفقط منتظرم. و جالب اینکه هر صبح هم اتفاقی میفتد که بغض مانده در گلویم را بزرگ و بزرگتر می کند و نفس کشیدن را برای من سخت و سخت تر. من خسته شده ام  از شب های انتظارم و روزهای گیج و سر در گمم. حس سردر گمی راهم دقیقا وقتی حس کردم که داشتم رو تاب به اسمان می رفتم و در بالاترین نقطه که احساس کردم من چه ازادم و چه خوشبخت گریه امانم را برید و حس اسیر بودن و هر چه اضداد قبلی ها بود در رگ هایم جریان پیدا کرد. فکر کنم همان ها بود که تاب را به سمت زمین کشید وگرنه حس قبلی من خیلی قوی تر از جاذبه ی این کره خاکی بود.  و من سردرگم شدم که شاد باشم یا ناراحت.  نمی دانم این حس ها را نامی نهاده اند یا نه. اینکه غربت باشی و برای وطنت بال بال بزنی با هر اسیری اسارت را تجربه کنی با هر باتومی در ان سو ها بدنت سیاه شود و با هر بال کشیدنی روحت بمیرد و زنده شود در حالی که بهار باشد و پرنده ها بخوانند و همه چیز خوب باشد و تو....  اینها همه اش جبر جغرافیایست که  ان منشی مطب دکتر که متوجه اشک هایت میشود و با دهن باز به تو نگاه می کند نمی فهمد یعنی چه و یا آن پیرزن سیاه که بغض را در صدایت میشنود و علت را شکستن دل در عاشقی می گماند . به اش گفتم بله دل من شکست از عاشقی فقط نگفتم که عشق وطن بود این عاشقی و دل شکستگی.

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin