سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

صبح:حالم (جسمی)اصلا خوب نیست اما باید برم دانشگاه.تنها یه ماشین تمیز می تونه من رو به سمت خیابو نها بکشه 
 ظهر:حتی حال وحوصله ی ناهار خوردن ندارم،با درسام سروکله میزنم تا 4 بشه اون وقت می شه با یکی ناهار خورد
شب:شام قرار بود با یه سری دوستان بیرون باشیم اما نرفتم!!ونشستم 7-8 صفحه ای با خودم روی کاغذ حرف زدم دلم کلی برای خودم تنگ شده بود الان هم خوشحال و پر انرژی برای یه خواب دلچسب
نوشته شده در یکشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٦ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin