سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

هر خاطره ای برای من یه بویی میده. هر ایامی از ایام زندگیم هم یه بوی خاصی میده. بوهاشون از جنس بوی ادکلن اینا نیستن یا شاید هم باشن ... یه جورایی مثل همون بوی ماه مهر...

بویی که من و بابا تو ماشین باشیم و بابا رانندگی کنه با بویی که با همیم اما من رانندگی می کنم فرق داره!!

حتی اهنگ ها هم برای من بویی دارن که دقیقا بوی یه روزهایی از زندگیم که خیلی اونها رو گوش میدادم.

هر جای تازه ای که میرم بوی خاص خودش رو داره که بعد از زندگی در اونجا کم کم بهش عادت می کنم. اصفهان تهران خوابگاه اینجا اونجا هر جا یه بویی داره...

بعضی ادم ها هم برای من بوی خاصی دارن. مامان بابا و ...

چند روز پیش یادم نمیاد کجا ولی به طور کامل اتفاقی یکی از بوهای زندگیم به مشامم رسید و من رو مدت ها تو خاطراتم غرق کرد و اخرش به این نتیجه رسیدم من اگه بخوام زندگینامه بنویسم برای خودم فقط لازم بو ها جمع کنم. 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin