سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

 

صبح تا چشمامو باز کردم داشتم این ترانه رو زمزمه میکردم ترانه ای که شاید مدت ها بود بهش گوش نداده بودم،اما صبح تونست طراوت خاصی بهم بده احساس عشقی که با جزء جرء وجودم گره خورده عشقی که علت نمی خواد وبی علت هم نیست!!یه جورایی علتیه برای حرکت در عین اینکه جلوی رفتن رو می گیره!!خنکی فرح بخشی داره در حالی که آتیشه!! خوارت می کنه در حالی که داره بزرگت می کنه!!وشور بودن بت میده با اینکه بعضی وقتا امید رو ازت می گیره!! ومن با همه ی این توصیف ها هنوزدوستش دارم و احساس میکنم هر لحظه بیشتر دارم توش گم می شم،مهم نیست که مرجعش کی یا چی باشه مهم خودشه و بودنش،حس می کنم بدون اون دیگه نیستم.

 

(اینجا مطمئنم که نمی تونه بخوونه:))

نوشته شده در دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin