سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

به آسمون یه نگاهی کن، تا کجاها می ره؟  فقط دارم به این فکر می کنم که من هم دوست دارم تا آخر اسمون ها برم دوست دارم ببینم آخرش رو و دوست دارم رها باشم....  رها از هر من و تویی از هر اسمی از هر ....

به چشمای من یه نگاهی کن، آسمون دل من رو از توش می بینی؟ دقت کن، خودت رو هم وسطش می بینی... من این رو هم دوست دارم....

پ ن: حالا فهمیدم چرا دلم گرفته بود، یه بوهایی به مشامم رسیده بود... و بازهم من و نمی دونم... خدا جوونم چرا اینقدر این نادونیم رو جلوی چشمم میاری؟  هر کاری کنی دربست مخلصیم حتی اگه بزنیش تو سرم :))

نوشته شده در جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin