سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

سطر اول: شاید یه فصل جدید باشه، یا یه تجربه ی تازه، و شاید..... خاصیت انسان و زندگی همینه دیگه.   هیچ نمی دونم تنها چیزی که می دونم اینه که ته دلم یه جوریه.... به خودم می خندم، یادمه به خودم گفتم که دورِ دلت رو حصار بکش و با پایِ عقل، قلبت رو راه ببر، اما امان از روزی که عقل عاشق بشه و دل به فکر دوتا دوتا چهار تا ... دل بترسه و عقل عاشق هیجان باشه... دل بلرزه و عقل قهقهه بزنه... اصلا چرا هر لحظه باید چرتکه بندازم؟ چرا باید یه میزان پیدا کنم و خودم رو باش بسنجم ؟ میزانش کیه؟ چیه؟ از کجا اومده؟ اَه ه ه من خوابم میاد... نقطه سر خط.

سطر دوم: یه نگاهی به آینه بنداز... چشمات داره برق می زنه؟ چرامی خندی......................................

پ ن:تو خود مفصل بخوان از این مجمل.

نوشته شده در یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin