سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

بهم می گه: چشمات رو خوب باز کن، بهش می گم: مگه تا حالا خوب باز نکرده بودم!! بهم می گه: چرااا ولی ...بهش می گم: ولی نداره،..... بهش می گم: تا حالا شده دنبال یه چیزی بگردی و جلوی چشمت باشه اما نبینیش!! من اعتقاد دارم اون موقع وقت دیدنش نیست!!

بهم می گه: خوب حالا این چه ربطی داشت، بهش می گم :همینه دیگه وقتی نباید ببینم حتی اگه چشمام باز باز باشه بازم نمی بینم!!بهم می گه: داری برای خودت فلسفه می چینی... بهش می گم: حالا شما چشمات رو باز کن!! اینی که می بینی همینه!! و من هم همین رو دوست دارم!! یه لبخندی می زنه و بهم می گه: چی کارت کنم من!! فقط مواظب خودت باش!! بهش می گم: چشم!!

پ ن: آخ که چقدر دلم برای آغوشش تنگ شده!!

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin