سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

با مفهوم بعضی از واژه ها دچار مشکل شدم، با بعضی از رفتار ها و گفتار ها هم دچار مشکل شدم، و با اینکه خودم چی باید بگم و بکنم نیز دچار مشکل شدم :)) خودم باشم یا رل بازی کنم یا به قول بعضی ها سیاست داشته باشم( این آخری  با همین جا نوشتن رد شد ).ها ها عجب داستانیه ها....

چرا ما آدمها نمی تونیم صریح با هم حرف بزنیم؟ چرا همیشه تو پرده حرف می زنیم و توقع داریم از حرفمون همون برداشتی بشه که می خواهیم؟ چرا وقتی با آدمها بازی می کنی ارزشت بیشتر از وفتیه که باهاشون صادق و راحتی؟

پ ن: ذهن کوچک من اصلا پریشون نیست و خیلی هم آرومم در حال حاضر!!

محمد امین جان مخلصیم :)) باز هم ممنون از پی گیریت!!

کیکاووس جان من خوشحال می شم نظرات مختلفی بشنوم! ممنون!

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin