سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

فراموش شدن و فراموش کردن همون قدر که یه لحظاتی عذاب اور یا ناراحت کننده هستند، به همون اندازه هم یه لحظاتی شیرین و ارامش بخش هستند. فراموش شدن توسط کسانی که روزی ازما رنجیده اند فراموش کردن خاطراتی که شیرین نیستند، و مهمترین فراموش کردن خطاهایی خودمون... اره فراموشی تو این مورد اخر یه لطف بزرگ برای ما انسانهاست بعضی کارهایی که یه روزی انجام دادیم و فراموششون کردیم ولی با مرور خاطره ها و نگاهی به اون ها عرق سرد روی پیشونیمون میشینه... خیلی خوشحالم که فراموش می کنم ولی عبرت می گیرم
پ ن: این هم یه جای خوب برای بررسی فراموشی ها و عبرت گرفتن ها. جای دوستان خالی

نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

به اسمان نگاه کن،

             چگونه باز می کند دری برای پر گشودنت.

به ابر ها خیره شو،

             چگونه عرضه می کند به تو ره خیال را.

و این زمین زیر پای تو،

              که در برابر پر خیال تو، چگونه نقض می کند تمام جذب کردنش را.

و هان سخن بگو

به دست خود به پای خود

به ان دو بال بسته هم بگو:

که این پرنده رفتنیست

بگو که مرگ ماندن است

بگو که من  پی شکفتنم 

و خوب هم نگاه کن

که این تویی که می پری 

چگونه با خیال خود 

تو پر گشوده ای از ورای وهم 

و این شکفتن است ،به سان بودن است ،چگونه رفتن است

و مرگ ماندن است.

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |

خورشید که بالا می اید

ستاره ها که می روند

متولد می شوم هر روز

چشم هایم که باز نی شوند

لب هایم که لبخند را به مهمانی می پذیرد

به دنیا می ایم هر لحظه

زمان از بودن من معنا دار می شود

و روزها و تاریخ ها از نگاه من رقم می خورند

 

مژگان

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |

و سالهاست  

که تو را هر لحظه و هر کجا

تکرار می کنم،

بی انکه یک بار تو را از بر بخوانم

نوشته شده در شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin