سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

درست فکر کنی می بینی یه اتفاق از یه تاریخی به بعد خاطره است... فقط و فقط یه خاطره که یه حس خاص برات داره نه درد ش رو میبینی نه شادیش رو نه اشکش دوباره میاد نه قهقه ی خنده فقط شاید یه لبخند رو لبات بیاره. یه خاطره ای که یه تصویر یا یه تصور و یا شاید یه خیال...

درست فکر کنی می بینی امروزت هم برای فرداها یه خاطره است یه خاطره ای که فقط یه تصویر یا یه تصور و یا یه خیال....

یادمه بچه که بودم شاید کمتر از ۷-۸ ساله یه لحظاتی بود که به عروسکم نگاه می کردم و حس می کردم این عروسک من و من عروسک یک موجود بزرگتر من فکر می کنم عروسک زنده نیست و نمی فهمه اون موجود بزرگتر هم فکر می کنه من زنده نیستم و نمی فهمم هم من هم اون موجود بزرگ داریم بازی می کنیم که نه من نه عروسک نمی فهمیم که همش بازیه ... ۲-۳ دقیقه تمام این ها تو مغزم وول می خورد و حس غیر قابل توصیفی بهم میداد .... بعد ها که بزرگتر شدم هر چی سعی کردم با همون حالت این فکر ها رو دوباره بکنم نشد که نشد...

 

پ ن: اگه زندگی من و ادم هاش یه واقعیت خیالی هستند می خواهم همش رو طبق خواسته ی خودم بسازم... اولیش خودم هستم. ارزوهای من اماده باشید که خیال رو محدودیتی برای بودنتان نیست دنیای واقعی من خود نیز خیالی است که در قید زمان است....

 

نوشته شده در شنبه ٤ دی ۱۳۸٩ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin