سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

به یاد دارم مادرم همیشه می گفت:

"همراه هر انسانی فرشته ای است که یارویاور اوست در وقت سختی ها "

ومن همیشه ناراحت ونگرانِ آن فرشته،   غصه دار اینکه چرا همیشه در ناراحتی؟

به یاد نمی برم شب هایی را که برای فرشته ها گریه می کردم، ناراحتی ناراحتیشان...

واما حالا...

پس کجایی؟ چرا تنهایم گذاشتی؟

اکنون هر شب برای آدمها گریه می کنم    برای غربتشان  برای تنهاییشان

مادرم می گوید: فرشته ات همیشه با توست    همیشه...

پس کجاست آن فرشته ی مهربان من  

تا اشک هایم را پاک کند، دست خسته ام را در دست بگیردو به چشمان منتظرم نگاهی کند. 

ومن با ایمان به مادرم هنوز هستی ات را باور دارم و لحظه لحظه التماست می کنم:

"فرشته ام     فرشته ی مهربانم   برایم دعا کن

سکوتم سرشار خواهش، دستهای لرزانم نشانه ی التماس و صدایم اوج نیاز...

اگر دوست نداری اینجا همراه من باشی مرا با خود ببر...

مرا که هر شب برای تو اشک می ریختم،

مرا که......

من یقین دارم که تو از همه به من نزدیکتری، حتی از خودم...." 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |

در چنان دریایی غرقیم که پایانی نیست آن را، تا هنگامی که ندانیم و فراوان است ساحل آن را، هنگامی که بخواهیم...
نوشته شده در دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin