سياه مشق عشق

سیاه مشق های هر روز و شب و هر لحظه ام که با عشق بوی زندگی گرفته اند. دفتری بی مخاطب

امروز وقتی داشتم به باغچه ی  حیاطمون می رسیدم گلهای آبشار طلایی رو دیدم که تازه جوونه زدند حس قشنگی بهم دست داد   انگار گلها باهام حرف می زنند صحبت از یه شروع تازه... یا یه هیجان زیبا به نام زندگی.

 با اومدن هر بهار حس بودن.امید... درونم جون می گیره یه نفس عمیق می کشم و می گم به امید حق

و اما باز یه بهاره دیگه یه امید تازه و یه گام دیگه برای انسان شدن

امیدوارم زندگیتون پر از بهار باشه

              یا حق

نوشته شده در چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |

بعضی روزها اونقدرتو کارام،تو درسام، تو زندگی ام غرق می شم که همه چی رو فراموش می کنم؛ همه ی حرفای قشنگ، حس های زیبا،....

نمیدونم این خط سرنوشتِ منه،یانتیجه ی خودخواهی وبرتری خواهی من!!

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

چشمانم هميشه منتظر نگاه توست... دريغشان مدار

احساس را از تو شناختم همانگونه که تو را از من شناختم و هر سه را يگانه يافتم.

وجود بهانه ايست برای عشق وتو همان خود عشقی.

و آسمان وزمين نشانه ايست برای نجات من.

هنگامی که رقص برگ زرد را مي ديدم, هنگامی که نوازش نسيم را بر صورت زيبای دريا ديدم من جز تو هيچ نديدم،جز عشق..

چه زيبا می نوازی که همه وهمه مستِ آن, جز رقص کلامی نمی گويند "رقصی به سوی خداوند"... 

نگاهت نوازش ايست بر وجودی به نام من... بی تو می ميرم مرا ببر...

نوشته شده در شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

زندگی کردن تنها خیلی خیلی چیزا به ادم یاد میده که شاید هیچ وقت ادم نتونه با خانواده ودر کنار اونها این چیزها رو تجربه کنه.

این هم تجربه ای که من الان دارم اون رو لمس میکنم و هر روز و هر لحظه کوله بار تجربه هام رو باهاش پر می کنم( می ترسم کمرم بشکنه:)).زندگی که در اوج لحظاتی که غمگین ودپرسی می خندی و در اوج خندیدن هات گریه میکنی.یه صحبت هایی پیش می یاد که دو دقیقه بعدش کلی بهشون می خندی یا یه خنده هایی که راجع بهشون کلی بحث میکنی...

خاصیت های دیگه هم داره مثل نفوذ چای و قهوه در لحظات زندگی ادم.نفوذی بسیار عمیق...که البته بعد از مدتی می شن ژست فکر کردن:)

اتفاقاتی که دیشب برام افتاد باعث شد که کمی بیشتر به این تجربه نگاه کنم و ببینم که در کنار سختی هاش کلی هم خوش میگذره(باید تجربه کرد) 

نوشته شده در چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin